ترکه مشغول شستن ماشینش بود. ازش پرسیدند: چرا از پلاک ماشین شروع کردی؟ جواب داد: آخر دفعه قبل که ماشین میشستم، وقتی به پلاکش رسیدم، دیدم ماشین خودم نیست.
اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
از زندگی سه چیز آموختم 1.از عشق رسوایی 2.از دوست بی وفایی3. از شب تنهایی
ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . - زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه
اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبی باشه à که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .. می میرم برات
عشق چیست :. به کوه گفتم عشق چیست؟! لرزید به ابر گفتم عشق چیست؟! بارید به باد گفتم عشق چیست؟! وزید به پروانه گفتم عشق چیست؟! نالید به گل گفتم عشق چیست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چیست؟! اشک از دیدگانش جاری شد و گفت: دیوانگیست
عکستو زدم جای ساعت دیواری از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام
عمری با غم عشقت نشستم به تو پیوستم و از خود گسستم ولیکن سرنوشتم این 3حرف بود تورا دیدم ، پسندیدم ، گسستم
بازدید دیروز: 24
کل بازدید :51184